بیدساکی بختیاری
انجمن شعرو ادب آرنگ پشتکوه بختیاری___ پایگاه اطلاع رسانی ایل قندعلی
چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : (کاظمی)

دریاب مرا، دریا




ای بر سر بالینم، افسانه سرا دریا !

افسانه عمری تو، باری به سرآ دریا .

***

ای اشك شبانگاهت، آئینه صد اندوه،

وی ناله شبگیرت، آهنگ عزا دریا .

***

با كوكبه خورشید، در پای تو می میرم

بردار به بالینم ، دستی به دعا دریا !

***

امواج تو، نعشم را افكنده درین ساحل،

دریاب مرا، دریا؛ دریاب مرا، دریا .

***

ز آن گمشدگان آخر با من سخنی سر كن،

تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دریا .

***

چون من همه آشوبی، در فتنه این توفان،

ای هستی ما یكسر آشوب و بلا دریا !

***

با زمزمه باران در پیش تو می گریم،

چون چنگ هزار آوا پر شور و نوا دریا !

***

تنهائی و تاریكی آغاز كدورت هاست،

خوش وقت سحر خیزان و آن صبح و صفا دریا .

***

بردار و ببر دریا، این پیكر بی جان را

بر سینه گردابی بسپار و بیا دریا .

***

تو، مادر بی خوابی. من كودك بی آرام

لالائی خود سر كن از بهر خدا دریا .

***

دور از خس وخاكم كن، موجی زن و پاكم كن

وین قصه مگو با كس، كی بود و كجا ؟ دریا !

****                          
***فریدون مشیری***




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 24 بهمن 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

هنگامی که به بالای کوه رسیدید ، تازه آغاز بالا رفتن است.جبران خلیل جبران

 

هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران

 

و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران

 

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران

 

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران

 

اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران

 

دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران

 

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران

 

سرود آزادی از بین میله های زندان بیرون نمی آید.جبران خلیل جبران 

 

پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! . جبران خلیل جبران

 

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران

 

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی . جبران خلیل جبران

 

وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است. جبران خلیل جبران

 

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : “چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! ” .
زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد ” لباست کو؟! ” و از بی پناه سوال نمی کند ” خانه ات کجاست ؟! ” . جبران خلیل جبران

 

تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند . جبران خلیل جبران

 

مبادا از روی دلسوزی در برابر آنان که میلنگند ،بلنگید!جبران خلیل جبران

 

شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش انسانی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد. جبران خلیل جبران

 

کار تجسم عشق است. جبران خلیل جبران

 

به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود . جبران خلیل جبران

 

اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط . جبران خلیل جبران

 

مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید . جبران خلیل جبران

 

شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ . جبران خلیل جبران

 

از یك خود كامه، یك بدكار، یك گستاخ، یا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نیك رای نداشته باش . جبران خلیل جبران

                                          جملات حکیمانه جبران خلیل جبران شاعر ونقاش مشهور لبنانی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 16 دی 1395 :: نویسنده : (کاظمی)
جلسه انجمن های شعر آرنگ پشتکوه بختیاری و پژمان بختیاری  هر جمعه ساعت 2/30 در کتابخانه عمومی دشتک  برگزار میشود شرکت برای عموم آزاد است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 16 دی 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

ای گویــــــل عــزیـزم سـاکت شوید الان          تــــا وصفتان نمـــاید این شاعر غزلخــــوان

بر چار و هفت این ایل در پاکی و صداقت            بــاشد گـــواه صـــادق ســــالار ممتقی خان

سردار اسعـــد ما در طـــول کلّ تـــــاریخ          در علم و در شجاعت باشد چو خُور نمایـــان

آن که به رهبری اش مشروطه گشت بـرپـا           تا زور و دیکتــاتوری بگـــرفته شد زشــاهان

با علم و حـلم و قـدرت در راه خیــر ملّت            با صــدق نیت خـــود کوشیـــد از دل و جان

گفتند پــادشـــاهی زیبنــده ی تــو بــاشد           دو قـــدرت جهانی هـــــم روس و انگلستـان

زد دست رد بر آن ها فرمود چیست شاهی            قصــد من از تلاشم آزادی است بـــر انســان

قـدرت  به دست آن مرد ابزار کار او بـود             تـــا ظلــم را بــرانــد بیــرون ز مُلک ایـــران

تــا این که بهر مردم قانون کنـد حکومت               بودند در رکــابش مــردانی همچــو شیـــران

با جهـد و کوشش او دروازه هـای تهران              گردیـــد بـــاز و وارد گشتند بــر آن سُواران

ســــــردار مریـم مـا فخـر زنان دنیـاست             شیــرش بپـــروریده شیــری چـو شیـر یـزدان

شیــرزنی که چــون او بین زنــان نبــوده                         جـز مریمی که عیسی پرورده است به دامـــان

در ســـایه اش مصدّق یک مدتی بیاسود              تــــا در امـــان بمانــد از دست حیــله بـــازان

در خــانه اش پنــاه داد وحید دستگردی               بـــا دهخـــدا که بودی علمش مثال لقمــــان

هــر دو به خــانه او یک مدتی بمــاندند              تـــا در امـــان بمـــــــانند از ظالمــان دوران

فـــــرزند نامی او از روی غیرت و دین                نـــامش علی مــردان خان وارد بشد به میدان

فرمـــود با چه جرأت مأمورهای دولت                چـــادر کشنــــد بیرون از روی دوش نِسوان

نفتی که در زمین است باشد زمال ملّت                 بایـــــد که ملّی گــــردد نفعش رسد به آنان

جنگید بـا رضــاشاه تا حدّی که توان داشت         دِینش ادا نمــــود و آرام گشت وجــــدان

وانگــه شهیـد گردید در راه عـــــزّ ت دین         انــــدر جهــان با خصم چون شیر بود غرّان

آنکــــه صلابت او در پـــــای دار اوجــش         لرزه فکنده بر جــان و بـر پیکــر رضـاخـان

خــــان لطفعلی که دائم هم سنگر علی بـود         ده ســال بعد از آن هم سر برد کنج زنــدان

بــاب شجــاع و نامش خان الله یار چارلنگ         انـدر زمــان قـاجــار محصــور شد به تهران

معــــروف بود هـم خود هم بارِه ی نجیبش         ضـرب المثـل بگشته آن اسب الله یـــارخان

خود بود رستم دهر اسبش چو رخش رستم           همتــا نبـــــود او را در خیـــل یکّه تـــازان

آنـــان بُدند شیعـــه بهـــر عـلی و آلــــش         بهـــر حقوق ملت وارد شــدنــد بـه میـدان

زیــر و بـــم جهــان را دائــم اگر بـگردی                نی بینی یــه پیــائی ماننــد ئی اســدخــــان  

ســردارمان رضــایی در طول چنــد سـالی           جنگید و کــرد بیرون تـازی زمُلک ایــران

بگرفت آبـرو ز او تــاریخ جنگ و جبهـه             از بس نکویی کردیم در جنگ با اسیـــران

آنــان کــه فــاتحـــان قلاع قنـــدهــارنـد                 اکنـــون شمـــا بــدانید هستید زنســل آنان 

نــادر که در شجاعت همتای او نبُــد کس            بگرفت زکار آنان انگشت خود بــه دنـدان

مــادام بختیـــاری در طـــول کلّ تـــاریخ           مـــردانه رزم داده بـــا ظـــــالمـــان دوران

این بیشه راست ریشه در عمق خاک ایران       خالی نمی شود آن هـرگز ز شیــر مـــردان

امــا همیشه دارد یک آفتی بـــه دنبـــــال                        آن اختلاف هست و بـــــاشد مثال سـوهان

از آن حــذر نمایید از آن حذر نمــــایید              هشـــدار داده بـــر ما ذات خـــدا بـه قرآن

بــر یکدیگر نتــازید با همدگـــر بسازید             در گوش جــان نمایید مـــادام پنـــد پیران

گـــر گــــوهری بسفته آثار این بزرگان             زآنست که گشته عاشق بر خلق وخوی آنان

            استاد هدایت ترکی (انجمن شعر آرنگ پشتکوه بختیاری)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 17 آذر 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

مینای قشنگ و سهور بند سیزن سر
یه حجب وحیا وآبرو وند به ور
یه برق زالماس لچکهای ریال
بهتر زهزار تور وحالا دیه شال
هم برق تیا پر از صفا ددر مال
هم برق لچکهای به سر او تیه کال
برده دل بیقرار او کرگل    مال
کی گوش گره حرف قشنگ هالو زال
مینای خومون ایرزه دنیای دنی
جونم موادم ایر که مینا ورنی
ای جون موقربون لچکهای ریال
بند سیزن مینای تو ترنه شلال
مو دلم ایخو که ایل واتو کنه ناز
مینا ورنی گل  قشنگ تی نواز
سروده علی اکبر بهرامی دشتکی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به تو لاشم پر ز درده تش به لاشم بیو مزن
سی تو هرگش خو ندارم تَم خوته ور خو مزن

واتو بوهم دار دنیا پر پیشی پشمه 
مه نه گم دی مدرو یا دی و مو افتو مزن

بی تو داری حشک و تهناْ تی به ره اشکستنم 
خوت که نیاهی پ وا یادت و ریشم عو مزن

بافه چین او میاتم ماتیه هردوتیات 
ور مونه نو برزیر رحمی بکن و توو مزن

دودر خانی و مو هم رعیت دلداتم
وا چطو گوم بت ز تی مو بی محل هی رو مزن

افتو مالم خوتی که وا امدت زندهم
بو دلم، عرمم مرو ور مال مو هم شو مزن

‌‌سروده عباس اسکندری از شهرستان دزفول



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دیشب افسرده وغمگین به داخل کتابخانه ام رفتم و دیوان اشعار داراب افسر بختیاری را در لابه لای کتاب هایم پیدا کردم و مستقیم به سراغ شعر"منظمیه" او رفتم، چند بیتی را باهم بخوانیم:

پایه شاعر چوندانی  بدان                       مخزن الاسرار نظامی بخوان

پیش و پسی بست صف کبریا                  پس شعرا  آمده     پیش انبیا

 

***

 

 

هرچه ببینی همه فاسد شود                            هرچه فزون شد همه کاسد شود

جز سخن شعر که اندر جهان                           قیمت او هیچ  نماند نهان

ارزش او در بر مرد خرد                          قوت روح است که جان پرورد

تازه تر او همه پرمایه تر                              کهنه چوشد نیز گرانپایه تر

 

***

آ احمد الیاسی شاعر و کدخدای دشتک پس از تحمل چندی بیماری به دیار باقی شتافت.

ایشان از شاعران قدیمی شهر دشتک ومنطقه پشتکوه بختیاری بوده اند

شعر ایشان روان، زیبا و با زبانی ساده  سروده شده است، شرح حال وی در کتاب پارسی سرایان بام ایران آمده است.روحش شاد ویادش گرامی باد


در وصف پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر

پژمان

ای حسین آن شاعر نامی تویی       دشتک ما را چـرا کردی تهی

زادگاهت دشتک و همت بلند        همچو سرو سبز و نامت ارجمند

رو  به تهران نهــادی  بهــر نام         ما ز«خاشاک» تو گشته شادکام

تو به زحمت شاعری آموختی       بهر استادت بسی دل سوختی

نام تو  در مملکــت  آوازه داد          دوستــان تو ، تــو را  کردند یاد

در شجاعت همچنان رستم بدی     در ادب مانند فردوسی شدی

ای حسین ای شاعر با عز وشان    روح تـو انــدر بهشــت جاودان


سروده آاحمد الیاسی1382

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آئین وداع با شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس در مسجدسلیمان زادگاه سردار شهید بهنام محمدی‌راد برگزار شد.

این رزمنده دلیر شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست، فرزند ملکی نام دارد که در هشتم آبان ماه سال 1333 در مسجدسلیمان دیده به جهان گشود.

این دلیرمرد بختیاری در تاریخ 21 بهمن ماه سال 1361 در درگیری در قبرستان الکرخ 31 شربت شهادت را نوشید و نامش را در دفتر شهدای دیار سردار رشید اسلام رضا شهنی‌فیض به ثبت رساند.

شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست در سن 38 سالگی در محور شوش دزفول به شهادت رسید و از آن زمان تا کنون جاویدالاثر بود که در آستانه عاشورا و تاسوعای حسینی شناسایی شد.

آئین وداع با  سردار شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس در شب تاسوعای حسینی در مسجدسلیمان زادگاه سردار شهید بهنام محمدی‌راد برگزار شد.

این برنامه معنوی با حضور اقشار مختلف مردم، خانواده‌های شهدا، ایثارگران، فرماندهان نظامی در حسنیه ثارالله سپاه مسجدسلیمان برگزار شد و همشهریان سردار شهید رضا شهنی‌فیض و سردار شهید مسلم حاتمی پیکر فرزند خود را پس از 34 سال بی‌نشانی در آغوش گرفتند.

در این برنامه حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق امینی، امام جمعه مسجدسلیمان و علیرضا گوروئی فرماندار مسجدسلیمان حضور داشتند و به مقام شامخ این شهید ادای احترام کردند.

همچنین علی‌عسکر ظاهری‌عبده‌وند، نماینده مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتگل و اندیکا در مجلس و عضو کمیسیون انرژی مجلس در آئین وداع با شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس حضور داشت.

در این برنامه سید عبدالمطلب رحیمی‌حسینی، فرمانده سپاه مسجدسلیمان در سخنان کوتاهی یاد و خاطره شهدا را گرامی داشت و به شهید تازه تفحص شده شهر شهید عزت‌الله رسولی و شهید اسفندیار صالحپور باورصاد ادای احترام کرد.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مسجدسلیمان بیان کرد: آئین تشییع پیکر مطهر این شهید تازه تفحص شده از سپاه ناحیه مسجدسلیمان در فلکه نفتون آغاز  و تا مصلا امام خمینی (ره) این شهر ادامه داشت.

وی اضافه کرد: در مصلای مسجدسلیمان برنامه ویژه‌ای تدارک دیده شده که دستجات عزاداری در کنار پیکر مطهر شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس به سوگواری بپردازند.

ویسی شیخ‌رباط گفت: در این برنامه حجت‌الاسلام والمسلمین امینی امام‌جمعه مسجدسلیمان سخنرانی می‌کند و مداحان اهل بیت (ع) به نوحه خوانی و مرثیه‌سرایی می‌پردازند.

وی عنوان کرد: پس از برگزاری مراسم در مصلا پیکر مطهر شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس به محله کلگه منتقل  و در گلزار شهدای این منطقه آرام گرفت.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مسجدسلیمان خاطرنشان کرد: در گلزار شهدای منطقه کلگه یادبودی برای این شهید احداث شده بود که این دلیرمرد پس از 34 سال در محل این یادمان در کنار دیگر شهدای مسجدسلیمان آرام گرفت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 26 مرداد 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

پدری رفت و سکوت آمد و فریاد شکست                                    سروی آزاد و بزرگ در شب مرداد شکست

گنجی از مهر وعطوفت ملک الموت ربود                                   خانمانی همه از ریشه و بنیاد شکست

استاد عزیز و شاعر گرانقدر جناب آقای علی اکبر بهرامی درگذشت پدر بزرگوارتان را صمیمانه به شما و خانواده محترم تسلیت می گوییم امید است ما را در غم خود شریک بدانید.

انجمن شعر آرنگ پشتکوه بختیاری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اشعار عاشقانه داراب افسر:

داراب افسر نیز مانند هر انسان دیگر دارای عشق و عاطفه است. اشعار داراب با درون مایه‌های عاشقانه از بهترین اشعار گویشی بختیاری می‌باشد. او از قالب غزل برای بیان اندیشه‌های خود استفاده می‌كرد. غزلش با شور و شوق، عشق و شیفتگی و فضای عاشقانه‌ی او با سوز و گداز و صداقت می‌باشد. همان ناز و عشوه‌ی معشوق كه در طول غزل فارسی رایج است می‌بینیم:

كجی زلف کج یار ز كج كاریسِه

kaji zolfe kaj yâr ze kaj kârise

دُهدَر، دل ابَره گَو یُو ز دلداریسه...

dohdar del ebareh gav yo ze deldârise

معنی: كجی زلف یار از كژ رفتاری اوست، دختر، دل می‌برد، ای برادر این از دلداری اوست.

وقتی عاشق اِكُشه خط اِكَشه وُر دیوار

vaqti âšheq ekoše xat ekaše vor divâr

روزی صد خط اِكَشه خط خطا كاریسه

ruzi sad xat ekaše xat xatâ kârise

(افسر بختیاری، 1382: 187)

معنی: وقتی عاشق را می‌كشد و بر دیوار خط می‌كشد، روزی صد خط بر دیوار می‌كشد از خطا كاری اوست.

فضای غزلش همان زبان ساده عاشق و معشوق ایلیاتی است:

گُدُمِس بوسه بده كَچُوه جَرنید به مشت

godomes buse bedeh kačoveh jarnid be mošt

گُلُمه، ور مِنِه جونُم اِكَشُم خاریسه

golome vor mene junom ekašom xârise

(همان: 188)

معنی: گفتمش یك بوسه بده، چانه‌ام را با مشت به طرف دیگر انداخت. گلم است، و خواری او را به جان می‌كشم.

ابیاتی با محتوای تهدید معشوق و این كه باد خزان به زودی بر باغ بهاری شما می‌وزد:

وُر باغبون بگوكه كه ز باد خزان بترس

vor bâqebun begu ke ze bâde xazân betars

غَره مبو به گُل كه همیشه بهار نید

qareh mabu be gol ke hamiše bohâr nid

معنی: به باغبان بگو كه از باغ خزان بترس، به گل مغرور نباش كه همیشه فصل بهار نیست.

ای تند باد صبح تو هم مَر كه عاشقی

ay tond bâde sobh to ham mar ke âšeqi

ئی طور كه تند اِری و به جونت قرار نید

ei tur ke tond eri o be junet qarâr nid

(همان: 188)

معنی: ای تند باد صبح مگر تو هم عاشق هستی، این جوری كه به سرعت می‌روی، قراری به جانت نیست.

از سنگدلی معشوقكان شكایت می‌كند؛ او برای این مطلب داستان عشق فرهاد و شیرین را یادآور می‌شود:

عشق فرهاد كه كوهِه اِبُریدی چه ثمر

ešqe farhâd ke kuhe eboridi če samar

ذره‌ای وُر دِلِ شیرین كه نبخشید اثر

zarehei vor dele širin ke nabaxšid asar

(همان: 189)

معنی: عشق فرهاد كه كوه را می‌برید، ثمری نداشت، زیرا ذره‌ای در دل شیرین اثر نكرد.

- شاعر در بیان تلمیح گونه از سختی‌های عشق می‌گوید:

گو به فرهاد زِ شیرین نه یُو تقصیر تونِه

gu be farhâd ze širin na yo taqsire toneh

عشق البتّه یُونِه كوه بریدن داره

ešq albatte yone kuh boridan dâreh

معنی: شیرین به فرهاد گفت: تقصیر تو نیست، عشق این‌گونه نیست، كوه بریدن هم دارد.

 

مس مجنون كه به صحرای جنون پا وا كرد

mese majnun ke be sahrâye jonun pâ vâ kerd

چَشمِسَم كور ندونست دویدن داره

čašmesam kur nadunest davidan dâreh

(افسر بختیاری، 1382: 191)

معنی: مثل مجنون كه در صحرای جنون رفت، چشمش كور باد! نمی‌دانست كه عشق دویدن دارد.

در شعر «عشقیه» در وصف عشق می‌سراید:

اسم مُو عشقه و هر جا كه نهادُم پامه

esme mo ešqe o har jâ ke nehâdom pâmeh

تسلیت بس اِگُهِن اِز فلك بوقلمون

tasliyat bes egohen ez falake buqalmun

معنی: اسم من عشق است و هر جا پا بگذارم، به او از فلك بوقلمون تسلیت می‌گویند.

بَنه و بارُم هر جا كه نُهادُم به زمین

bane o bârom har jâ ke nohâdom be zemin

یَه تشی وا بزنُم بس كه بِمهنه به جهون

ya taši vâ bezanom bes ke bemahneh be jahun

معنی: اسباب و وسایلم را هر جا كه در زمین گذاشتم، آتشی می‌زنم كه در جهان باقی بماند.

مایه‌ی زندگی و اصل حیات بَشَرم

mâyeye zendagi o asle hayâte bašarom

مو ز اسرار خدایُم بِم اگُن جوهر جون

mo ze asrâre xodâyom bem egon javhare jun

(همان: 193)

معنی: مایه زندگی و اصل حیات بشر می‌باشم، از اسرار خداوندم، به من جوهر جان می‌گویند.

ماجرای عاشق و معشوق برگرفته از همین عشق مجازی و زمین است. ناز و تنعم معشوق، وصف اندام جسمانی معشوق از دیگر ویژگی‌های شعری داراب افسر می‌باشد:

«غزل دلبریّه»:

شاه خوبان تو بی‌یو تا به ركاب تو بیا

šâhe xubân to biyav tâ be rekâbe to biyâ

عشوه و ناز و كرشمه همه با فتح و ظفر

ešveho nâz o kerešme hame bâ fath o zafar

معنی: ای شاه خوبان تو بیا تا به ركاب تو عشوه و ناز و كرشمه با فتح و ظفر بیاید.

راستی ار تو بیایی چقدر شاد اِبووم

râsti ar to beyâei čeqadr šâd ebuvom

ای خدا چندی خووه زندگی با دلبر...

ay xodâ čandi xuveh zendagi bâ delbar

معنی: به راستی اگر تو بیایی چقدر شاد می‌شوم. ای خدا زندگی با دلبر چقدر خوب است.

گل بچینیم و بخندیم و بگردیم به باغ

gol bečinim o bexandim o begardim be bâq

تو بِكُن ناز كه نازت اِكشه نیلوفر

to bekon nâz ke nâzet ekaše nilufar

(افسر بختیاری، 1382: 195)

معنی: گل بچینیم در باغ و بخندیم، تو ناز بكن كه نیلوفر نازت را می‌كشد.

ادامه دارد...

...این پژوهش برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی همتبار عزیز مهدی کاظمی بره بی چاست (استاد راهنما دکتر عباس قنبری عدیوی) که با معدل بالای 19 در آبان 90فارغ تحصیل شد برای شناسایی بیشتر علاقه مندان به فرهنگ بختیاری انتشار داده ایم امید است بهره کافی و وافی را از این پژوهش پرمحتوا ببریم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 30 تیر 1395 :: نویسنده : (کاظمی)
لیلیوم هم گل هرسین گلمه
که همس حرف هو من محفلمه
بس اگوم خنده که داری به لوات
چی همو زلزله ای من دلمه
رنگ سوری که تو داری به گپات
چی همو رنگ دل مخملمه
برگ چوگی که تو داری من تیگ
دلم ریش اکنه مشکلمه
غنچه برگ لوات که گوشی
همچو جای مونه ومنزلمه
ری کنی ور من کیچه دم صحو

ازنم جار که. همو خوشگلمه
چی یه الماس اتکن هرسل مو
اوسو تو  هو ازنی مونگلمه
ار من گور بنن لاش مونه
گوشه تی واز اکنم تا بنرم که کلمه
  شعر:  علی اکبر بهرامی دشتکی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 26 خرداد 1395 :: نویسنده : (کاظمی)



فاتح حقیقی

      ای بخت بختیاری ای آبروی ایران             ای قهرمان تاریخ، ای (حج علی قلی خان)
 ای فاتح ح
قیقی ای خان و اسعد و میر             کو نام و مکتب بر کوچه و خیابان
       در عزم بی نظیری در عرصه ها وزیری            در ترجمان امیری در پشت پرده سلطان
         روشنگری نمودی با سوی سوی چشمت            ای چشم روشن دهر ای از بدی گریزان
از حق خود گذشتی نام تو را نیارند                    هرجا که نام خیر آید برای جولان
     مکتب سرای فرهنگ، مکتب سرای دهکرد            در اصفهان به قولی در جونقان دبستان
عزم تو عزم رستم، خون رگت سیاوش           چرچیل را بگفتی دیدارمان به تهران
        دست ردی زدی تو بر انگلیس و بر روس        ایمان ندارد آنکس کاین را نموده کتمان

راه تو راه ملت، کارتو کار قانون                حق تو را نداده تاریخ نامسلمان
              دلسوز ملت و ملک بی اعتنا به شاهی      کمتر کسی چنین است در جای جای دوران

تاریخ قرن حاضر بی نام تو کم آرد              هرکس نماید انکار آخر شود پشیمان
باکت نباشد ای خان گر کوچه ای نداری            نام تو جاودان است در بند بند «آرمان»

سروده:دکترآرمان راکیان بختیاری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 9 خرداد 1395 :: نویسنده : (کاظمی)
پروین شعرهایت روحم را به لرزه درمی آورد.یادت گرامی باد

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق از سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم 
کان چیست تابناک که بر تاج پادشاست؟

آن یک جواب داد: چه دانیم ما که چیست؟
پیداست آنقَدَر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت
این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است
آن پادشاه که مال رعیت خورد گداست

بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن!
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست!

پروین به کجروان سخن از راستی چه سود؟
کو آنچنان کسی که نرجد ز حرف راست؟

پروین اعتصامی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

آری این منم که در دل سکوت شب
نامه های عاشقانه پاره میکنم
ای ستاره ها اگر به من مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره میکنم|فروغ فرخزاد|





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

پرستار

وابیدم تا که مو بیمار تو پرستارم بو
                                              تو طبیب دل سرگشته و بیمارم  بو
تا نگاهت به نگاهوم زسر شوق افته
                                              ارزو کردم ودارم که تو دلدارم  بو
جامه خوو فرشته که به تن کردی تو
                                               دلم بردی به امید که خوس یارم بو
دل بریدم ز همه ،باور تنهایی  را
                                              عشق تو زید به جونم بیو جارم  بو
همه درد دل مو یونه جون بوت
                                              کاش هم روی تو ماه شو تارم  بو

علی اکبر بهرامی دشتکی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

گفتم گفت

گفتم که آن نگاهت  غمزه به  دل    پرانید

گفت مشکل از نگاه است دل بی خیال کاریست

گفتم بیا سرایم  بنگر   به     حال      زارم

گفت آسمان گرفته باران سنگ  جاریست

گفتم بهانه کم  آر  از  قصه های  شاخ دار

گفت در جواب عاشق این قصه هم به یاریست

گفتم  که  کار  عاشق  در  انتظار  یار  است

گفت هرکه در جهان است از بهر کاروباریست

گفتم که زلف یارم در  زیر  روسری  نیست

گفت که قشنگی زلف بر صورتم به تاریست

گفتم چه خوش  زبانی هی حاضر و جوابی

گفت ای جواب شنیده در سخنم به عاریست

گفتم    جواب    دادی   اما   به    نامیدی

 گفت   گر ندانی اینجا شهرجفا و  زاریست

گفتم  که در  دیارم  شعر  و  هنر  به پااست

گفت  لذت  زمانه  در شعر  بختیاریست

گفتم که کاظمی  مرد در  شعر   زار قطعه

گفتا چه خوش پیامی صبح دلم بهاریست

مهرزادکاظمی بختیاری

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده : (کاظمی)

کلkel

ای دیو بزن کل که ز کل ایل ورسته         ناگو گری لیش  ز کل ایل ورسته

دستی بگیریم ور یک ور غم بسگاهیم          کوه زرده ز ور تییا زل ایل ورسته

پای ور من وارگا بزنن چیر  هیاری                هیجار  رهایی  ز  دل ایل  ورسته

تا بنگ کلت  ور همه مالا بزنه بنگ           مل تریکه به لاش مل ایل  ورسته

مهرزادکاظمی بختیاری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 18 فروردین 1395 :: نویسنده : (کاظمی)
به گزارش هفت چشمه، قاسم همتی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اردل در افتتاحییه انجمن شعر وادب آرنگ پشتکوه بختیاری در روستای نیسیاق شهرستان اردل تشکیل این انجمنها را  فرصتی در جهت تقویت و پاسداشت  شعر و ادبیات گویشی دانستند .
 
همتی اظهار کرد: تشکیل این انجمن به منظور کشف ، رشد و هدایت استعداد های جوانان و نوجوانان و غنی سازی اندیشه ها و بالا بردن اطلاعات آنها در حوزه شعر و ادب خواهد بود .

وی  با اشاره به اینکه برگزاری جلسات نقد و بررسی اشعار در کنار خوانش شعر در پیشرفت شعرا بسیار مهم و حائز اهمیت است از اعضا خواستند نقد منصفانه کنند و از روی غرض و کینه نباشد و بر تداوم وبرگزاری  مستمرجلسات انجمن تاکید نمودند  تا شاهد درخشش و پیشرفت انجمن در همایشها وجشنواره های شعردر سطوح مختلف باشیم .
 
رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اردل در این جلسه ضمن تقدیر و تشکر از اعضاء انجمن و قول  مبلغ 10 میلیون ریال کتاب جهت تجهیز کتابخانه انجمن اهداء  دادند  و از آقای قهرمان محمدی و آقای قهرمان مختاری در جهت اهداء کتاب و اهداء  قفسه کتاب به انجمن شعر و ادب آرنگ پشتکوه بختیاری تقدیر وتشکر نمودند.
 
این برنامه با شعر خوانی شعرا و شاهنمامه خوانی و اجرای موسیقی ادامه ودر پایان از اعضاء و شعرا تجلیل بعمل آمده است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نخستین گردهمایی انجمن شعر و ادب آرنگ پشتکوه بختیاری  و هنرمندان منطقه پشتکوه روز چهارشنبه 11/1/1395 با استقبال پر شور مردم در مدرسه شهید نوروزی نی سیاق برگزار گردید.

در این نشست ادبی که با حضور ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اردل و چند تن از شاعران بزرگ بختیاری و استقبال پرشور مردم برگزار شد پس از تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و طنین انداز شدن سرود جمهوری اسلامی ایران آقای همتی شروع به سخنرانی کردند که در سخنانشان اشاره به احداث کتابخانه انجمن و نکاتی مفید برای حضار و شاعران منطقه بیان کردند پس از آن شاعران شروع به خواندن اشعار کردند نخست شاعر بزرگ و پرآوازه بختیاری استاد قهرمان محمدی پس از ذکر نکاتی در حیطه شعر و  ادبیات منطقه شعری زیبا برای هنرمندان و هنر دوستان منطقه پشتکوه سراییدندپس از ایشان هم شاعر ارجمند قهرمان مختاری شعر خوانی کردند همچنین شاعران خوش ذوق وحید محمدی، مهرزادکاظمی، علی اکبر بهرامی دشتکی (شاعر و مجری برنامه) خانم دلبر مرادی، رضا عباسی، افراسیاب کاظمی، امید محمدی، شعرخوانی و همچنین شاهنامه خوان عبدالله کاظمی، نعمت الله کاظمی، احسان رضایی(اجرای موسیقی سه تار) محسن کاظمی(قاری) کارهای خود را ارائه دادند.

دبیر انجمن مهرزاد کاظمی پس از عرض خیر مقدم و تبریک سال نو به همه حضار اهداف انجمن آرنگ پشتکوه بختیاری را در راستای توسعه و گسترش هنر شعر و ادبیات در منطقه و همچنین جلسات نقد و بررسی اشعار شاعران و برگزاری همایش های فرهنگی در منطقه بیان کردند در پایان پس از اهدای کتاب به شاعران خبر خوش ریاست محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی آقای همتی که مبلغ یک میلیون تومان کمک هزینه خرید کتاب برای کتابخانه انجمن و هدیه استاد قهرمان محمدی که هزینه قفسه و چند جلد کتاب برای تجهیز کتابخانه را بر عهده گرفتند و همچنین شاعر بزرگ قهرمان مختاری تعداد 20 جلد کتاب برای کتابخانه در نظر گرفتند که همه حاضرین در جلسه را خوشحال کرد.

نشریه اینترنتی انجمن آرنگ پشتکوه بختیاری

http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فراخوان نخستین گردهمایی انجمن شعروادب آرنگ پشتکوه بختیاری

چهارشنبه 11فروردین 1395ساعت 2/30عصر در مدرسه شهید نوروزی نیسیاق

ارتباط با ماbidsakibakhtiyari@gmail.com

09137735863





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 10 اسفند 1394 :: نویسنده : (کاظمی)

شعری خیال انگیز (فروغی بسطامی)

 

یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت

 

 

داد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت

چشم گریان را به توفان بلا خواهم سپرد نوک مژگان را به خون آب جگر خواهم گرفت
نعره‌ها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتاد شعله‌ها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفت
انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشید آرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت
یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن یا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
یا به پایش نقد جان بی‌گفتگو خواهم فشاند یا ز دستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت
یا به حاجت در برش دست طلب خواهم گشاد یا به حجت از درش راه سفر خواهم گرفت
یا لبانش را ز لب هم‌چون شکر خواهم مکید یا میانش را به بر هم‌چون کمر خواهم گرفت
گر نخواهد داد من امروز داد آن شاه حسن دامنش فردا به نزد دادگر خواهم گرفت
بر سرم قاتل اگر بار دگر خواهد گذشت زندگی را با دم تیغش ز سر خواهم گرفت
باز اگر بر منظرش روزی نظر خواهم فکند کام چندین ساله را از یک نظر خواهم گرفت
یا سر و پای مرا در خاک و خون خواهد کشید یا بر و دوش ورا در سیم و زر خواهم گرفت
گر فروغی ماه من برقع ز رو خواهد فکند صد هزاران عیب بر شمس و قمر خواهم گرفت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

استادعلی اکبر بهرامی دشتکی

استاد علی اکبربهرامی دشتکی از شاعران صاحب سبک وبرجسته  بختیاری وعضو انجمن شعر آرنگ پشتکوه بختیاری که هم اکنون در استان چهارمحال وبختیاری شهرستان اردل شهردشتک زندگی میکند. از این شاعر بزرگوار شعرهای زیادی در دست جمع آوری است که به هردوزبان فارسی ویختیاری سروده است که انشاالله در آینده ای نه چندان دور برای علاقه مندانش  منتشر میشود .من به استاد علی اکبربهرامی بسیار مدیونم ایشان در بحث وزن وعروض شعر به من واقعا کمک شایانی کردند از هم اینجادستشان رامیبوسم وهمیشه شاگرد ایشان هستم .آرزوی موفقیت برای این شاعر بزرگوار داریم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 22 دی 1394 :: نویسنده : (کاظمی)

طایفه قندعلی(باب دورکی)

همانطورکه می دانید ایل بختیاری یکی از کهن ترین ایلات ایران است که از گذشته های دور در مناطقی با همین نام چهارمحال وبختیاری ونیمی ازخوزستان ولرستان اصفهان ساکن هستند.ایل بختیاری به دو قسمت(برادر)هفتلنگ وچهارلنگ تقسیم میشود که هفتلنگ خود به چهار باب دیگرتقسیم میشود(دورکی-بابادی-بهداروند-دینارانی)که اینها هر کدام بحث مفصلی داردکه ازاین مجال خارج است ومن هم نمیخواهم دراین مطالب چیزی برای خوردن پیداکنم کاراگهانش سخن ها گفته وکتابها نوشته اند ولی متاسفانه بعضا دیده ام بعضی از دوستان نام برخی تیره ها را اشتباه مینویسندکه لازم بوددر این مورد تذکری داده شود.

یکی از بزرگترین وبااقتدارترین شاخه های هفتلنگ ایل دورکی است که خود شامل هفت طایفه دیگر است(قندعلی-زراسوند-اسیوند-استرکی-موری-بابااحمدی-عرب کمری)قابل ذکراست که وجه تسمیه دورکی به احتمال زیاد به منطقه دورک و دارخلک در شهرستان دزفول برمی گردد گویند قبلا این ایل دراین مکان زندگی میکردندولی بعدها جابه جا شدند

سردار ظفرمی نویسد(طوایف دورکی قبلا در دورک ودارخلک ساکن بودندکه با جابه جایی که درزمان قاجار صورت گرفت دورکی ها این مکان را رها کردندو رفتند) حاکمان بختیاری بیشتراز ایل دورکی بوده اند که اولین حاکم ایلخانی بختیاری تاجمیرخان استرکی بود که درزمان صفوی زندگی میکرد((یکی ازخاورشناسان اروپایی رنکینگ(renking) میگوید (تنها دورکی ها از نژاد خالص لرها هستند))دورکی ها عمدتا با هم نسبت فامیلی دارند ودر بین خود ارتباطهای خانوادگی زیادی دارند. مطلب رابه درازا نمیبرم واطلاعاتی درباب تیره های قندعلی برای علاقه مندان میگویم.طایفه قندعلی(گندلی)یکی از طوایف بزرگ ایل دورکی است که به چهار تیره تقسیم میشود که عبارتند ازتیره هلیل وند-ورناصری-بره بی چاست-صالح بابری که به شرح ذیل است

طایفه قندعلی عمدتادراندیکا-مسجسلیمان-حوالی ایذه-دواب صمصامی-دشتک-نیسیاق-دهنونده-کوران اباد-افسرابادزندگی میکنند.

تیره هلیل وند=سلطانعلی وند-شهریاروند-سبزعلی وند-گوله وند-جمال وند-جلیل وند-بازی وند-مدولی-نورعلی وند-خواجه وند

تیره ورناصری(این تیره به صورت اولادی در بین خودشان رایج است)

تیره بره بی چاست=علی وند(تاته علی وند)-باران وند-کاظم وند

تیره صالح بابری=علیرضاوند-محمدرضاوند-شیمباری وند-طوله وند-احمد وند-علیدادوند-میرزاعلی وند

بقیه طوایف دورکی باهمکاری همتباران عزیزدرمطالب بعدی منتشرمیشود.

                                                                           گرداورنده:مهرزاد کاظمی بختیاری( یلدای 1394)

 

 

نمودار طایفه قندعلی درتقسیمات ایل بختیاری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 27 آبان 1394 :: نویسنده : (کاظمی)

(آهنگ یک حماسه)

سالها سکوت کردم!

در یک آهنگ

آخر نفهمیدم

چه بود؟

چه شد؟

چه رفت؟

از ایلم

بهمن بود،سرود

که بود!

علی مردونم ،آفرید

چه شد!

بهمن رفت

 چه رفت!

چه گشت به ایلم!

چه رفت ز ایلم!

چه ماند؟

یک آهنگ

"لر بلیط خور"

سکوت حق ماست!

  مهرزادکاظمی بختیاری

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



علی اکبرمرادپورپرچستان(شوش دانیال)ازشاعران صاحب سبک و برجسته بختیاری سراینده دواثرماندگار{مشک دو/مشک نو}وعضوانجمن شعر آرنگ پشتکوه بختیاری که هم اکنون دراستان خوزستان شهرستان شوشتر زندگی میکند.برای این شاعر بزرگوار آرزوی موفقیت داریم..

(مَشکِ نو)

 

به مـینِ حـونـه یِ هر بختیـاری      زِ پرچـستون بِـگـر تا آسمـاری

کتـاوِ شعر مـو مِـن دسـت هر لُر      اِمـهنه تـا ابـد سـی یـادگـاری!

 

 

(ظریف)

به نام خدای غنی و ضعیف                   که داده به ما نعمتی چون ظریف

دو پا جان کری را به آنی شکست        که امضای پیمان بگردد ردیف

شده رستم زال این مملکت                 اگر چه بُود هیکل او نهیف

ندارد هراسی ز مستکبرین                  نه از غرب موذی نه شرق کثیف

نظیرش نباشد سیاستمدار                   که اقرار کرده به علمش حریف

به وقت اضافه دو گل زد به روس          سه گل هم به اشتون بسان حنیف

دو صد موگرینی شده عاشقش            ز بسکه بود مثل یوسف ظریف

اگر پنج بعلاوه ی صد شود                   بود از پس مردم ما ضعیف

(آرمون )

اریـزم هَـرس پـشت پای  یـارُم                بـه غیرا خُس کسیـنه دی نَدارم

سه سالی هد که نیدم رنگ و ریسه             یـه زَهـرِ مـار اَبی شُـوم و نهارم

تـَمـومِ آرِمــونـم مـیـنِ دنـیـا              کـه اِمـسالُـم اِبـو بـهـتر زِ پارم

خـدا قـسمـت بِده روزی بهـاری               نِشس بـی چی گُـلِ سُهری جوارم

مونه وایـه به دل مَست و سرحال                گُـدی که پانِـسـه کـوهِ مُـنـارم

صُـبَت از عقد و پیل و نُمزدی بید                گُـدم دستـم پـَتـیـیه ای نگارم

خومُـم وا یه حَر و دَه تـا بُـزِ لَـر!                 یه مایـونـی که روزا بِس سـوارم!

هـمه دار و نـدارِه بِـس گُـدم بی               هـو گُد جونِ بَـوُم وا خـورزمـارم

مو چی از تو بِسونم،کُر چه ایگوی؟              فقـط عهد و بَـفـا ایـخوم زِ یـارم

و گُد بم ایخـومـت دی از تَـهِ دل               وُ تـاروزِ عـروســی بـی قــرارم

گُـدُم تـو پـار ، دَس بالا گِرهـدی              گو قـربونـت مونـه معشوقه پارم!

نَـگُد چـی دُرگَـلِ امروزِ شـهری               پِـژویـی وا کُـنی حتـمی نُـثـارم

گُـدم وا خُـم خـدایا یو چه وخته               چطـوری روشـنِ ئی شـومِ تـارم

مو کـه مُـرده یه روزِ چیـنو بیدم               اِخـواسُـم دیـّه بـال و پَـر دِرارُم

اِویـدم بی که دی لوهاسـه بوسم                بَـوُم وا ترکه ای زِی مـِن کِـشارم

گو کُر چَـندی اِخَوسی کَد بُریده                خدایـا یـو چِنـه وَسـته به بارم؟!

تِـیـامـه ایگُشـم بیـنم گُلِ نی                 مو تیـنا شَـو خَـشه ئی روزگارم!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دفتر انجمن شعر و ادب آرنگ پشتکوه بختیاری

 

دوباره باد بهار ، به باغ شد پی سپار                       به باغ شد پی سپار ، نسیمی از هر کنار

نسیمی از هر کنار ، شد آشکارا چو پار                   شد آشکارا چو پار ، نوایی از مرغزار

به اطلاع هم تباران عزیز می رساند دفتر انجمن شعر و ادب آرنگ پشتکوه بختیاری با استعانت از خالق هستی و به انگیزه توسعه و گسترش هنر شعر و ادبیات در منطقه با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اردل کار خود را بصورت جدی آغاز کرده است .

این انجمن به منظور رشد استعداد های هنری و بالا بردن توانایی های فنی و هنری جوانان و نوجوانان منطقه ، غنی سازی اندیشه ها و بالابردن سطح اطلاعات و معلومات هنری هنر جویان و جلسات نقد و بررسی اشعار شاعران و هم چنین بر گزاری جشنواره ها و همایش های فرهنگی و ادبی در منطقه و حمایت مادی و معنوی از هنرمندان و هنر جویان این حوزه شروع به فعالیت کرده است .

امید است در این راه بتوانیم استعداد هایی را شکوفا کنیم و مرهمی بر زخم باشیم برای عضو شدن و ثبت نام در این انجمن با در دست داشتن فتوکپی (شناسنامه و کارت ملی) به شهرستان اردل روستای نی سیاق خیابان وحدت شمالی دفتر انجمن شعر و ادب آرنگ پشتکوه بختیاری مراجعه فرمایید .

همکاری شما باعث افتخار و اعتبار انجمن است که بتوانیم دست در دست هم برگ زرینی در تاریخ قوم خود باشیم و اهداف انجمن را به عالی ترین مرتبه آن برسانیم

انجمن شعر وادب آرنگ پشتکوه بختیاری

bidsakibakhtiyari@gmail.com

09137735863

( آمین یا رب العالمین )





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

صدای پای کوچ

صدای گرم وآشنای هیجار                 زمین خفته را می کرد بیدار

به سر شد زمستان بیامد بهار              ودرگیر و دار کوچ نسل بختیار

پیربانو نانش را پخته بود                  کدخدای ایل را گفته بود

همه  پا به رکاب کوچ سرمست            سوار قاطر و افسار در دست

چنان بودند سرخوش و دلشاد              تو گویی جشن پری گل با گل مراد

ز شادی گل مراد آواز می خواند پری گل اسب خود با ناز می راند

ب دامن بره ای تیمار می کرد             به لبخندی نگاه یار می کرد

به تن رنگین کمانی داشت زیبا            ز لچک و مینا چلوار و دیبا

هوای کوچ بوی خاک می داد              خبر از عشق های پاک می داد

کد خدا به لبخندی خبر داد                  خبر از پایان این سفر داد

علم کرد به بلوطی چادرش را             و شکری کرد خداوند قادرش را

به چوقای خود نظری انداخت             به اطراف ایل با اسبش تاخت

همه خوشحال از این سفر باهم            بیرون کردند ز جاوارگه هاشان غم

خدایی عشق لرشد افسانه                   گلی بود و خندید در کنج خانه

کهرو اسب چموشش رفت از یاد           تفنگ پر خروشش رفت از یاد

صدای پای کوچ ایل گم شد                بنایش در چغا زنبیل گم شد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 28 تیر 1394 :: نویسنده : (کاظمی)


سرزمینی که در دل کوه های سر به فلک کشیده و کنار چشمه ساران خروشان زاگرس قرار دارد که ما امروز آن را به نام بختیاری می شناسیم زادگاه حماسه خیزان و نام آوران بزرگی چون سردار اسعد بختیاری اسکندر خان عکاشه و...........و شاعران بزرگی چون پژمان بختیاری و داراب افسر و........بوده است که یادشان در قلب ایران و دلهای همه بختیاری ها جاویدان است

امروز در کنار همین تاریخ و تمدن جوانانی برخاسته اند از جنس شیرسنگی (نشانی از شجاعت و شهامت در ایل بختیاری) دست در  دست هم داده اند پرتلاش و انرژی تیم فوتبالی تشکیل داده اند با همین نام تا برگ زرینی باشد در دفتر ما این تیم در سال 1393 تشکیل شده است و طی این یک سال در مقابل تیم های منطقه رکورد ها و نتایج خوبی حاصل کرده است که بیش از پیش آرزوی موفقیت ها آن را داریم.

تیم شیر سنگی بختیاری تشکیل شده در روستای نیسیاق و شهر دشتک از جوانانی علاقه مند پرتوان ورزشکار و ورزش دوست که تا الان تمام هزینه ها اعم از طراحی و خرید لباس تیم و تمرین جوانان که بدون شک هزینه های گزافی برای آنان داشته است بر شانه های زحمت و همت مدیر تیم بوده است تا شاید در عرصه ورزشی استان کمکی کرده باشد که همین طور هم هست ولی با توجه به اقتصاد ضعیف منطقه و نداشتن کاری مناسب برای این ورزشکاران و نیاز به امکانات دیگر از همه انسان های بزرگ و ورزش دوست به ویژه بختیاری ها ی با اصالت درخواست همکاری و همیاری داریم تا تیم شیرسنگی بختیاری بتواند خود را در کشور مطرح کند. واز کسانی که دست همکاری وهمیاری را دارند قدردانی وسپاسگزاری میشود.

اسامی اصلی اعضای تیم:محمد(قیصر)کاظمی وقنبر کاظمی مربی و اسپانسر تیم-خاقان بهرامی-احمد کریمپور-احسان امیر پور-محسن کاظمی مهدی فتحی پرویز کاظمی علیرضا کاظمی علیرضا احمدی   وحید صفری نژاد سلمان کاظمی-محسن حسین پور-دانیال کاظمی -رسول کاظمی-شیرو حسین پور-سجاد کاظمی

ما از این پس نتایج تیم را به اطلاع مشتاقان تیم شیرسنگی بختیاری می رسانیم.

امید به یاری تیم داریم.                      مربی و مدیریت تیم :محمد(قیصر)کاظمی

شماره همراه: 09139778674

09137735863

bidsakibakhtiyari@gmail.com







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


این سایت در راستای اطلاع رسانی رخ دادهای فرهنگی وهنری منطقه پشتکوه بختیاری طراحی شده است.دوستدارتان مهرزاد کاظمی بختیاری 09137735863

مدیر وبلاگ : (کاظمی)
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
دوستان عزیز لطفا به وبلاگ بیدساکی بختیاری رأی بدهید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی