انجمن شعرآرنگ پشتکوه بختیاری_اطلاع رسانی رسمی طایفه گندلی

دل من یه روزبه دریا زدورفت

نوشته شده توسط : (کاظمی)
دوشنبه 23 اردیبهشت 1398-08:45 ب.ظ

 

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه کفش فرارو ور کشید

آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب

سنگ توی شیشه فردا زدو رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوّا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد 

 
نامه فردا ها رو تا زد و رفت...

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی

آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خودشم قفلی رو قفلها زدو رفت 

 

 

محمد علی بهمنی





نظرات() 


Salehi
چهارشنبه 16 مرداد 1398 05:58 ب.ظ
بسیار زیبا
پاسخ (کاظمی) : مرسی از لطفتون/بازم به ما سربزنید
علیرضا
سه شنبه 15 مرداد 1398 05:48 ب.ظ
بسیار عالی چقدر شعرهای زیبایی
پاسخ (کاظمی) : سپاس از شما دوست عزیز
sh
شنبه 29 تیر 1398 01:09 ب.ظ
سلام شعرهاتون بسیار زیباست
پاسخ (کاظمی) : سلام و سپاس از اینکه به ما سر زدید.بی صبرانه منتظر نظرات بعدی شما هستیم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic