بیدساکی بختیاری این سایت در راستای اطلاع رسانی رخ دادهای فرهنگی وهنری منطقه پشتکوه بختیاری طراحی شده است.دوستدارتان مهرزاد کاظمی بختیاری 09140774153 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com 2019-09-11T15:13:22+01:00 mihanblog.com گزارش نقد کتاب زندگی واشعار پژمان بختیاری 2019-08-31T15:47:06+01:00 2019-08-31T15:47:06+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/69 (کاظمی) گزارشی از نشست نقد و بررسی کتاب«زندگی و اشعار پژمان بختیاری»برگزارکنندگان«کتابخانه پژمان بختیاری دشتک و انجمن شعرآرنگ پشتکوه بختیاری»    نشست نقد و بررسی کتاب زندگی و اشعار پژمان بختیاری به کوشش و پژوهش رضابهرامی دشتکی روز پنجشنبه 7 شهریور1398 ساعت 14عصر با حضور تعداد زیادی از ادیبان و شاعران سراسر استان و نویسنده کتاب در کتابخانه پژمان بختیاری دشتک برگزار گردید.  این کتاب مجموعه ای جامع از زندگانی و بهترین اشعار پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر (1279—1353) گزارشی از نشست نقد و بررسی کتاب«زندگی و اشعار پژمان بختیاری»
برگزارکنندگان«کتابخانه پژمان بختیاری دشتک و انجمن شعرآرنگ پشتکوه بختیاری»

    نشست نقد و بررسی کتاب زندگی و اشعار پژمان بختیاری به کوشش و پژوهش رضابهرامی دشتکی روز پنجشنبه 7 شهریور1398 ساعت 14عصر با حضور تعداد زیادی از ادیبان و شاعران سراسر استان و نویسنده کتاب در کتابخانه پژمان بختیاری دشتک برگزار گردید.

  این کتاب مجموعه ای جامع از زندگانی و بهترین اشعار پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر (1279—1353) است که توسط محقق و پژوهشگر بختیاری رضا بهرامی دشتکی جمع آوری و تنظیم شده است و در سال1394توسط انتشارات سامان دانش به چاپ رسیده است که با استقبال زیادی از طرف مردم فرهنگ دوست سراسر کشور به ویژه شاعران و نویسندگان استان روبه رو شده است.

در این نشست که به همت کتابخانه پژمان بختیاری شهر دشتک و همکاری انجمن شعر و ادب آرنگ پشتکوه بختیاری و باحضور چهره های مطرح شعر و ادب استانی برگزار شد، رئیس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان اردل آقای قاسم همتی و رئیس اداره امور کتابخانه های شهرستان اردل آقای مصطفی انصاری و شاعران و نویسندگان برجسته بختیاری از جمله «فیض الله طاهری شاعر، دکتر آرمان راکیان شاعر و پژوهشگر، دکتر وحید خلیلی نویسنده و پژوهشگر، رضا بهرامی پژوهشگر و نویسنده کتاب، مهرزاد کاظمی شاعر و پژوهشگر، خانم دلبر مرادی شاعر، علی اکبر بهرامی شاعر و مجری برنامه، حسین قربانی شاعر، رضاعباسی شاعر، محمد بابایی و جمعی از فرهنگیان و اعضای شورای اسلامی دشتک»... حضور داشتند

برنامه پس از تلاوت آیات دلنشین کلام الله مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی به صورت رسمی آغاز گردید. در آغاز پس از خیرمقدم و خوش آمد گویی خانم سمیه اسماعیل زاده کتابدار فعال کتابخانه، ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی طی سخنانی به مطالبی در خصوص کتاب اشاره نمود و اظهار داشت: وجود این کتاب در این عرصه ادبیات امروز واجب و ضروری است و از مزیت هایی که این نسخه نسبت به نسخه های پیشین دارد نیز نکاتی بیان کردند و از نویسنده کتاب تقدیر وتشکر کردند.

  دکتر وحید خلیلی از چهره های برجسته ادبی اولین منتقدی بود که در جایگاه حاضر شد و ابتدا اشاره ای به  تعریف و ضرورت نقد نمود و در خصوص کتاب زندگی و اشعار پژمان بختیاری اظهار داشت: جایگاه این کتاب در میان منابع خالی بود که این پژوهشگر این کار را انجام داد و در واقع مجموعه ای از چند کتاب است که به صورت فشرده در یک مجلد آمده است. کتاب روشمندی است و در واقع نوعی دانشنامه پیرامون پژمان بختیاری است ووی ادامه داد:  اثری ماندگار برای فرهنگ بختیاری است که نیاز به معرفی بیشتری حتی در سطح کشوری دارد و نکاتی نیز در باب ویراستاری کتاب متذکر شد. وی همچنین گریزی به دیدگاه ادیبان و صاحبنظران پیرامون شخصیت پژمان بختیاری زد که در این کتاب هم آورده شده و گفت: دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب معروف چشمه روشن با معرفی 73 شاعر بزرگ تاریخ ایران از رودکی تا کدکنی، جایگاه خاصی را با عنوان «نور در تاریکی» به پژمان بختیاری و نقش او در شعر معاصر اختصاص داد که اهمیت جایگاه پژمان را در شعر و ادب ایران می رساند.

  استاد فیض الله طاهری دومین منتقدی بود که در جایگاه حاضر شد و ضمن تبریک و تقدیر از کار ارزشمند آقای بهرامی این کتاب را یکی از داشته های فرهنگی شهرستان و استان دانست که در معرفی شخصیت و اشعار پژمان بختیاری تاثیر زیادی داشته است و پیشنهاد کرد با توجه به جایگاه ملی پژمان روزی به عنوان روز بزرگداشت پژمان بختیاری در تقویم نامگذاری شود

 دکتر آرمان راکیان سومین منتقدی بود که در جایگاه حاضر شد و ضمن بیان آشنایی چندین ساله با آقای بهرامی از زحمات چندین ساله ایشان تشکر کرد و به نقدهایی تاریخی که در دیدگاه دکتر باستانی پاریزی آمده بود اشاره کرد و به نقد ویراستاری در چند جای کتاب پرداخت.  در نوبت بعدی مجری برنامه آقای علی اکبر بهرامی از چندتن شاعران از جمله خانم دلبر مرادی درخواست کرد تا شعرهای خود را ارایه دهند

   سپس  در بخش بعدی مهرزاد کاظمی دبیر انجمن آرنگ بختیاری در جایگاه حاضر شد و در ابتدا با تقدیر و تشکر از کار بزرگ جناب بهرامی، این کار را برای بقاء و اعتبار این مجموعه ضروری دانست، و بیان کردند این کتاب تولد دوباره پژمان در عرصه شعر معاصر و ملی است و مقاله ایی را هم دراین باره ارایه دادند. در ادامه برنامه حسین قربانی شاعر نیز نکاتی را در مورد تفاوت هایی که در ذکر فهرست ترجمه های پژمان وجود داشت بیان کرد دیگر حاضران هم هر یک به فراخور برداشت خود از کتاب نقدها و نظرهایی را بیان کردند.

و در آخر نویسنده کتاب آقای رضا بهرامی برای پاسخگویی در جایگاه حاضر شد و ضمن ارایه دلایلی که در زمان نشر کتاب وجود داشت و نسخه های متفاوتی که از اشعار پژمان موجود بود، همچنین پراکندگی اشعار شاعر در مجلات متعدد و کتابهای دیگران نکاتی را ارایه دادند و با تقدیر از نقد و نظرهایی را که در جلسه مطرح شد به پاسخگویی آنها پرداختند.

در پایان جلسه لوح تقدیر و تندیسی به پاس یادبود به نویسنده کتاب و شعرا و کتابدار کتابخانه تقدیم شد و از آنها قدردانی شد.

کتابخانه عمومی پژمان بختیاری دشتک ـ انجمن ادبی آرنگ پشتکوه بختیاری

تنظیم گزارش: انجمن آرنگ

]]>
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد 2019-08-11T06:17:05+01:00 2019-08-11T06:17:05+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/66 (کاظمی) در كنج دلم عشق کســی خانــــه ندارد درکنـــــــــــج دلــم عشق کســی خانــــه ندارد کـــس جـای در ایــن خــانهء ویــــرانه نــــدارد دل را بکــــــــف هــر کــه دهـــــم باز پس آرد کـس تاب نگهــــــــــداری دیـــــوانه نـــــدارد در بـزم جهـــان  جــز دل   حســـرت کـش ما نیـست آن شمــــع که میســــوزد و پــروانـــه نـــــدارددل   خانه  عشق است   خدا  را   به     که    گویمکآرایشی  از &nb

در كنج دلم عشق کســی خانــــه ندارد

درکنـــــــــــج دلــم عشق کســی خانــــه ندارد


کـــس جـای در ایــن خــانهء ویــــرانه نــــدارد


دل را بکــــــــف هــر کــه دهـــــم باز پس آرد


کـس تاب نگهــــــــــداری دیـــــوانه نـــــدارد


در بـزم جهـــان  جــز دل   حســـرت کـش ما نیـست


آن شمــــع که میســــوزد و پــروانـــه نـــــدارد


دل   خانه  عشق است   خدا  را   به     که    گویم


کآرایشی  از   عشق   کس    این    خانه      ندارد


گفتــــم مــه مــن از چــه تـو در دام نیفتـــــــی


گفتــــــا چـــه کنــم دام شمـا دانـــــه نـــــدارد


ای آه مکـــش زحمـــــت بیهــوده كه تاثیــــــــر


راهــــــی به حــــریم دل جـــانانـــــه نـــــدارد


در انجمــــــن عقـــــل فــــروشــان ننهــم پــای


دیــــوانــه ســر صحبــــت فــرزانــــه نـــــدارد


از شــــاه و گــدا هــر کـه در ایــن میـکده ره یافـت


جــز خون دل خـــویــش به پیمـــــــانـه نـــــدارد


تا چنـــــد کنـــی قصـــه ی اسکنــــــــدر و دارا


ده روزه عمـــــــــر این همـه افســانـــه نــــــدارد

                                                  پژمان بختیاری

]]>
دل من یه روزبه دریا زدورفت 2019-05-13T16:15:50+01:00 2019-05-13T16:15:50+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/65 (کاظمی)  دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه کفش فرارو ور کشید آستین همت و بالا زد و رفت یه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توی شیشه فردا زدو رفت حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوّا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره کرد    نامه فردا ها رو تا زد و رفت... زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت هوای تازه دلش میخواست ولی آخرش توی غبارا زد و رفت دنبال کلید خوشبختی می گشت خودشم  

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه کفش فرارو ور کشید

آستین همت و بالا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب

سنگ توی شیشه فردا زدو رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوّا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد 

 
نامه فردا ها رو تا زد و رفت...

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی

آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خودشم قفلی رو قفلها زدو رفت 

 

 

محمد علی بهمنی

]]>
ای خار وخس..صایب تبریزی 2019-04-09T15:59:59+01:00 2019-04-09T15:59:59+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/64 (کاظمی) ای خار و خس بحر ثنای تو سخن ها گنجینه گوهر ز مدیح تو دهن ها یک بار بر این نه چمن سبز گذشتی سر در پی بوی تو نهادند چمن ها ما و سر آن زلف و پریشانی غربت گرد سر این شام بود صبح وطن ها از نقطه توان راه به مضمون سخن برد غول ره ما گشت درازی سخن ها تا شبنم افتاده بر افلاک برآید
ای خار و خس بحر ثنای تو سخن ها
گنجینه گوهر ز مدیح تو دهن ها
یک بار بر این نه چمن سبز گذشتی
سر در پی بوی تو نهادند چمن ها
ما و سر آن زلف و پریشانی غربت
گرد سر این شام بود صبح وطن ها
از نقطه توان راه به مضمون سخن برد
غول ره ما گشت درازی سخن ها
تا شبنم افتاده بر افلاک برآید
خورشید جهانتاب فروهشته رسن ها
معموره عشق است که غربت زدگانش
در آب نگیرند گل از یاد وطن ها
نقد دو جهان غنچه صفت در گره توست
تا چند بگردی چو زبان گرد دهن ها؟
هر جا که شود خامه صائب گهرافشان
تا حشر بماند چو صدف باز دهن ها

صایب تبریزی
((حق آن است که مقایسه صایب با پیشینیان ضرورت ندارد او شاعریست دیگر با اسلوبی متفاوت..))برگرفته از کتاب چشمه روشن از دکتر غلامحسین یوسفی.
]]>
گرمی عشق(علی اکبر بهرامی) 2019-03-06T16:49:02+01:00 2019-03-06T16:49:02+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/62 (کاظمی) بیو تاحصار شو بشکنیم.    سیاهی شو مین چال انجنیم بیو تا دوارته کل مه و او گل عشقن مین دل پرونیم بیو چی خدابس تو پشت بهون که باز عشق عبدن سر زون ونیم بیو تاکه گرمی بدیم عاشقین چی تیغشت افتو به شو تش زنیم بیو تا بهارن هده رنگ و ری بگردیم به صحرا ، للر سر زنیم به هم خاتی نهلو دل مو ایخو چی بالنده با یک بیای پر زنیم بیای تا بدیم دل بدل ، بی خیال بمهنیم دوتا مون ز غیر دل کنیم ایچو ار نبو رسم ای عاشقی ایما نشقس از تال عشقمون تنیم    شعر از شاعر گرامی علی اکبر
بیو تاحصار شو بشکنیم.
 
 سیاهی شو مین چال انجنیم

بیو تا دوارته کل مه و او

گل عشقن مین دل پرونیم

بیو چی خدابس تو پشت بهون

که باز عشق عبدن سر زون ونیم

بیو تاکه گرمی بدیم عاشقین

چی تیغشت افتو به شو تش زنیم

بیو تا بهارن هده رنگ و ری

بگردیم به صحرا ، للر سر زنیم

به هم خاتی نهلو دل مو ایخو

چی بالنده با یک بیای پر زنیم

بیای تا بدیم دل بدل ، بی خیال

بمهنیم دوتا مون ز غیر دل کنیم

ایچو ار نبو رسم ای عاشقی

ایما نشقس از تال عشقمون تنیم
  
شعر از شاعر گرامی علی اکبر بهرامی دشتکی
]]>
کتاب نوروز و نوگل منتشر شد 2019-01-14T12:08:56+01:00 2019-01-14T12:08:56+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/61 (کاظمی)          نوروزو و نوگل سروده دکتر آرمان راکیان بختیاری پس از هفت سالی که چشم همگان منتظر انتشار این کتاب ارزشمند بود به عرصه انتشار درآمد  این کتاب که یادآور داستانهای اساطیری و حماسی و عاشقانه  مرز وبوم ایران زمین است با زبانی فاخر و اصیل و  ساده و درونمایه های اجتماعی تاریخی فرهنگی عاشقانه اساطیری حماسی و..... در طی چهارده سال تلاش مستمر شاعر نام آشنای بختیاری آرمان راکیان در قالب مثنوی ودوبیتی یا تلفیقی از این دو قالب که برای ا
         نوروزو و نوگل سروده دکتر آرمان راکیان بختیاری پس از هفت سالی که چشم همگان منتظر انتشار این کتاب ارزشمند بود به عرصه انتشار درآمد 
این کتاب که یادآور داستانهای اساطیری و حماسی و عاشقانه  مرز وبوم ایران زمین است با زبانی فاخر و اصیل و  ساده و درونمایه های اجتماعی تاریخی فرهنگی عاشقانه اساطیری حماسی و..... در طی چهارده سال تلاش مستمر شاعر نام آشنای بختیاری آرمان راکیان در قالب مثنوی ودوبیتی یا تلفیقی از این دو قالب که برای اولین بار است درتارخ ادبیات ما رخ داده است سروده شده است.
این کتاب به همراه دیباچه ای زیبا از استاد دکتر میرجلال الدین کزازی و گفتاری از دکتر اسماعیل صادقی ده چشمه - توسط انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد منتشر شد.دوستان علاقه مند برای تهیه این کتاب میتوانند با شماره های زیر تماس حاصل فرمایند وکتاب را تهیه کنند09132819470
]]>
در سوگ استاد عبدالعلی خسروی (قائد بختیاری) 2018-06-18T08:41:33+01:00 2018-06-18T08:41:33+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/58 (کاظمی) دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتندشو بار سفر بند که یاران همه رفتندآن گرد شتابنده که در دامن صحراستگوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»داغ است دل لاله و نیلی است بر سروکز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتندگر نادره معدوم شود هیچ عجب نیستکز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتندافسوس که افسانه‌سرایان همه خفتنداندوه که اندوه‌گساران همه رفتندفریاد که گنجینه‌طرازان معانیگنجینه نهادند به ماران، همه رفتندیک مرغ گرفتار در این گلشن ویرانتنها به قفس ماند و هزاران همه رفتندخون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست

گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو

کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست

کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند

اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی

گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران

تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب

کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند

]]>
پدر مضمون سازی بیدل دهلوی 2018-01-21T07:36:33+01:00 2018-01-21T07:36:33+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/56 (کاظمی) جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچای هستی تو ننگ عدم تا بکجا هیچدیدی عدم هستی و چیدی الم دهربا این همه عبرت ندمید از تو حیا هیچمستقبل اوهام چه مقدار جنون داشترفتیم و نکردیم نگاهی بقفا هیچآئینه امکان هوس آباد خیال استتمثال جنون گر نکند زنگ و صفا هیچزنهار حذر کن زفسونکاری اقبالجز بستن دستت نگشاید زحنا هیچخلقیست نمودار درین عرصه موهوممردی و زنی باخته چون خواجه سرا هیچبر زله این مایده هر چند تنیدیمجزحرص نچیدیم چو کشکول گدا هیچتا چند کند چاره عریانی ما راگردون که ندارد بجز این کهنه ردا هیچمن جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچ
ای هستی تو ننگ عدم تا بکجا هیچ
دیدی عدم هستی و چیدی الم دهر
با این همه عبرت ندمید از تو حیا هیچ
مستقبل اوهام چه مقدار جنون داشت
رفتیم و نکردیم نگاهی بقفا هیچ
آئینه امکان هوس آباد خیال است
تمثال جنون گر نکند زنگ و صفا هیچ
زنهار حذر کن زفسونکاری اقبال
جز بستن دستت نگشاید زحنا هیچ
خلقیست نمودار درین عرصه موهوم
مردی و زنی باخته چون خواجه سرا هیچ
بر زله این مایده هر چند تنیدیم
جزحرص نچیدیم چو کشکول گدا هیچ
تا چند کند چاره عریانی ما را
گردون که ندارد بجز این کهنه ردا هیچ
منزل عدم و جاده نفس ما همه رهرو
رنج عبثی میکشد این قافله با هیچ
(بیدل) اگر اینست سرو برگ کمالت
تحقیق معانی غلط و فکر رسا هیچ
بیدل دهلوی
]]>
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد 2017-08-20T12:53:03+01:00 2017-08-20T12:53:03+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/55 (کاظمی) شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی آغوش وا کن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد دکتر مهدی حمیدی شیرازی
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد


فریبنده زاد و فریبا بمیرد


شب مرگ تنها نشیند به موجی


رود گوشه ای دور و تنها بمیرد


در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب


که خود در میان غزلها بمیرد


گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا


کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد


شب مرگ از بیم آنجا شتابد


که از مرگ غافل شود تا بمیرد


من این نکته گیرم که باور نکردم


ندیدم که قویی به صحرا بمیرد


چو روزی ز آغوش دریا برآمد


شبی هم در آغوش دریا بمیرد


تو دریای من بودی آغوش وا کن


که می خواهد این قوی زیبا بمیرد



دکتر مهدی حمیدی شیرازی

]]>
شعر(علی اکبربهرامی) 2017-05-24T16:28:04+01:00 2017-05-24T16:28:04+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/54 (کاظمی) زمین جنبشت عشقس مین دل مو پلفنی هرچه هورچین و حصار بی چی آواری اوید( شد) مین دل مو دلی که چارستینس برقرار بی ایر نیدی ای تش وسته دو تا تی هو کی مجنون وآوار دیار بی الهی هی بخو بو چشم عاشق ایر ای درد ز ای چشم دیار بی شاعر علی اکبر بهرامی
زمین جنبشت عشقس مین دل مو

پلفنی هرچه هورچین و حصار بی

چی آواری اوید( شد) مین دل مو

دلی که چارستینس برقرار بی

ایر نیدی ای تش وسته دو تا تی

هو کی مجنون وآوار دیار بی

الهی هی بخو بو چشم عاشق

ایر ای درد ز ای چشم دیار بی

شاعر علی اکبر بهرامی
]]>
ای بر سربالینم افسانه سرادریا 2017-04-19T12:10:50+01:00 2017-04-19T12:10:50+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/53 (کاظمی) دریاب مرا، دریا ای بر سر بالینم، افسانه سرا دریا ! افسانه عمری تو، باری به سرآ دریا . *** ای اشك شبانگاهت، آئینه صد اندوه، وی ناله شبگیرت، آهنگ عزا دریا . *** با كوكبه خورشید، در پای تو می میرم بردار به بالینم ، دستی به دعا دریا ! *** امواج تو، نعشم را افكنده درین ساحل، دریاب مرا، دریا؛ دریاب مرا، دریا . *** ز آن گمشدگان آخر با من سخنی سر كن، تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دریا . *** چون من همه آشوبی، در فتنه این توفان، ای هستی ما یكسر آ
دریاب مرا، دریا




ای بر سر بالینم، افسانه سرا دریا !

افسانه عمری تو، باری به سرآ دریا .

***

ای اشك شبانگاهت، آئینه صد اندوه،

وی ناله شبگیرت، آهنگ عزا دریا .

***

با كوكبه خورشید، در پای تو می میرم

بردار به بالینم ، دستی به دعا دریا !

***

امواج تو، نعشم را افكنده درین ساحل،

دریاب مرا، دریا؛ دریاب مرا، دریا .

***

ز آن گمشدگان آخر با من سخنی سر كن،

تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دریا .

***

چون من همه آشوبی، در فتنه این توفان،

ای هستی ما یكسر آشوب و بلا دریا !

***

با زمزمه باران در پیش تو می گریم،

چون چنگ هزار آوا پر شور و نوا دریا !

***

تنهائی و تاریكی آغاز كدورت هاست،

خوش وقت سحر خیزان و آن صبح و صفا دریا .

***

بردار و ببر دریا، این پیكر بی جان را

بر سینه گردابی بسپار و بیا دریا .

***

تو، مادر بی خوابی. من كودك بی آرام

لالائی خود سر كن از بهر خدا دریا .

***

دور از خس وخاكم كن، موجی زن و پاكم كن

وین قصه مگو با كس، كی بود و كجا ؟ دریا !

****                          
***فریدون مشیری***
]]>
جملات حکیمانه جبران خلیل جبران 2017-02-12T05:33:57+01:00 2017-02-12T05:33:57+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/51 (کاظمی) هنگامی که به بالای کوه رسیدید ، تازه آغاز بالا رفتن است.جبران خلیل جبران   هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران   و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران   چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی ق

هنگامی که به بالای کوه رسیدید ، تازه آغاز بالا رفتن است.جبران خلیل جبران

 

هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران

 

و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران

 

چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران

 

این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران

 

اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران

 

دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران

 

رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران

 

سرود آزادی از بین میله های زندان بیرون نمی آید.جبران خلیل جبران 

 

پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! . جبران خلیل جبران

 

مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران

 

ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی . جبران خلیل جبران

 

وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است. جبران خلیل جبران

 

مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : “چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! ” .
زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد ” لباست کو؟! ” و از بی پناه سوال نمی کند ” خانه ات کجاست ؟! ” . جبران خلیل جبران

 

تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند . جبران خلیل جبران

 

مبادا از روی دلسوزی در برابر آنان که میلنگند ،بلنگید!جبران خلیل جبران

 

شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش انسانی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد. جبران خلیل جبران

 

کار تجسم عشق است. جبران خلیل جبران

 

به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود . جبران خلیل جبران

 

اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط . جبران خلیل جبران

 

مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید . جبران خلیل جبران

 

شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ . جبران خلیل جبران

 

از یك خود كامه، یك بدكار، یك گستاخ، یا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نیك رای نداشته باش . جبران خلیل جبران

                                          جملات حکیمانه جبران خلیل جبران شاعر ونقاش مشهور لبنانی

 

]]>
مینای قشنگ(شعر بختیاری) 2016-12-07T14:24:13+01:00 2016-12-07T14:24:13+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/47 (کاظمی) مینای قشنگ و سهور بند سیزن سر یه حجب وحیا وآبرو وند به ور یه برق زالماس لچکهای ریال بهتر زهزار تور وحالا دیه شال هم برق تیا پر از صفا ددر مال هم برق لچکهای به سر او تیه کال برده دل بیقرار او کرگل    مال کی گوش گره حرف قشنگ هالو زال مینای خومون ایرزه دنیای دنی جونم موادم ایر که مینا ورنی ای جون موقربون لچکهای ریال بند سیزن مینای تو ترنه شلال مو دلم ایخو که ایل واتو کنه ناز مینا ورنی گل  قشنگ تی نواز سروده علی اکبر بهرامی دشتکی

مینای قشنگ و سهور بند سیزن سر
یه حجب وحیا وآبرو وند به ور
یه برق زالماس لچکهای ریال
بهتر زهزار تور وحالا دیه شال
هم برق تیا پر از صفا ددر مال
هم برق لچکهای به سر او تیه کال
برده دل بیقرار او کرگل    مال
کی گوش گره حرف قشنگ هالو زال
مینای خومون ایرزه دنیای دنی
جونم موادم ایر که مینا ورنی
ای جون موقربون لچکهای ریال
بند سیزن مینای تو ترنه شلال
مو دلم ایخو که ایل واتو کنه ناز
مینا ورنی گل  قشنگ تی نواز
سروده علی اکبر بهرامی دشتکی

]]>
آاحمد الیاسی شاعر وشاهنامه خوان بختیاری درگذشت 2016-10-22T13:11:51+01:00 2016-10-22T13:11:51+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/44 (کاظمی) دیشب افسرده وغمگین به داخل کتابخانه ام رفتم و دیوان اشعار داراب افسر بختیاری را در لابه لای کتاب هایم پیدا کردم و مستقیم به سراغ شعر"منظمیه" او رفتم، چند بیتی را باهم بخوانیم: پایه شاعر چوندانی  بدان                       مخزن الاسرار نظامی بخوان پیش و پسی بست صف کبریا                  پس

دیشب افسرده وغمگین به داخل کتابخانه ام رفتم و دیوان اشعار داراب افسر بختیاری را در لابه لای کتاب هایم پیدا کردم و مستقیم به سراغ شعر"منظمیه" او رفتم، چند بیتی را باهم بخوانیم:

پایه شاعر چوندانی  بدان                       مخزن الاسرار نظامی بخوان

پیش و پسی بست صف کبریا                  پس شعرا  آمده     پیش انبیا

 

***

 

 

هرچه ببینی همه فاسد شود                            هرچه فزون شد همه کاسد شود

جز سخن شعر که اندر جهان                           قیمت او هیچ  نماند نهان

ارزش او در بر مرد خرد                          قوت روح است که جان پرورد

تازه تر او همه پرمایه تر                              کهنه چوشد نیز گرانپایه تر

 

***

آ احمد الیاسی شاعر و کدخدای دشتک پس از تحمل چندی بیماری به دیار باقی شتافت.

ایشان از شاعران قدیمی شهر دشتک ومنطقه پشتکوه بختیاری بوده اند

شعر ایشان روان، زیبا و با زبانی ساده  سروده شده است، شرح حال وی در کتاب پارسی سرایان بام ایران آمده است.روحش شاد ویادش گرامی باد


در وصف پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر

پژمان

ای حسین آن شاعر نامی تویی       دشتک ما را چـرا کردی تهی

زادگاهت دشتک و همت بلند        همچو سرو سبز و نامت ارجمند

رو  به تهران نهــادی  بهــر نام         ما ز«خاشاک» تو گشته شادکام

تو به زحمت شاعری آموختی       بهر استادت بسی دل سوختی

نام تو  در مملکــت  آوازه داد          دوستــان تو ، تــو را  کردند یاد

در شجاعت همچنان رستم بدی     در ادب مانند فردوسی شدی

ای حسین ای شاعر با عز وشان    روح تـو انــدر بهشــت جاودان


سروده آاحمد الیاسی1382

 

 


]]>
شهید عبدالغفورکاظمی بره بیچاست(شهدای بختیاری) 2016-10-13T15:07:48+01:00 2016-10-13T15:07:48+01:00 tag:http://bidsakibakhtiyari.mihanblog.com/post/43 (کاظمی) آئین وداع با شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس در مسجدسلیمان زادگاه سردار شهید بهنام محمدی‌راد برگزار شد. این رزمنده دلیر شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست، فرزند ملکی نام دارد که در هشتم آبان ماه سال 1333 در مسجدسلیمان دیده به جهان گشود. این دلیرمرد بختیاری در تاریخ 21 بهمن ماه سال 1361 در درگیری در قبرستان الکرخ 31 شربت شهادت را نوشید و نامش را در دفتر شهدای دیار سردار رشید اسلام رضا شهنی‌فیض به ثبت رساند. شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست در سن 38 آئین وداع با شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس در مسجدسلیمان زادگاه سردار شهید بهنام محمدی‌راد برگزار شد.

این رزمنده دلیر شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست، فرزند ملکی نام دارد که در هشتم آبان ماه سال 1333 در مسجدسلیمان دیده به جهان گشود.

این دلیرمرد بختیاری در تاریخ 21 بهمن ماه سال 1361 در درگیری در قبرستان الکرخ 31 شربت شهادت را نوشید و نامش را در دفتر شهدای دیار سردار رشید اسلام رضا شهنی‌فیض به ثبت رساند.

شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست در سن 38 سالگی در محور شوش دزفول به شهادت رسید و از آن زمان تا کنون جاویدالاثر بود که در آستانه عاشورا و تاسوعای حسینی شناسایی شد.

آئین وداع با  سردار شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس در شب تاسوعای حسینی در مسجدسلیمان زادگاه سردار شهید بهنام محمدی‌راد برگزار شد.

این برنامه معنوی با حضور اقشار مختلف مردم، خانواده‌های شهدا، ایثارگران، فرماندهان نظامی در حسنیه ثارالله سپاه مسجدسلیمان برگزار شد و همشهریان سردار شهید رضا شهنی‌فیض و سردار شهید مسلم حاتمی پیکر فرزند خود را پس از 34 سال بی‌نشانی در آغوش گرفتند.

در این برنامه حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق امینی، امام جمعه مسجدسلیمان و علیرضا گوروئی فرماندار مسجدسلیمان حضور داشتند و به مقام شامخ این شهید ادای احترام کردند.

همچنین علی‌عسکر ظاهری‌عبده‌وند، نماینده مردم مسجدسلیمان، لالی، هفتگل و اندیکا در مجلس و عضو کمیسیون انرژی مجلس در آئین وداع با شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس حضور داشت.

در این برنامه سید عبدالمطلب رحیمی‌حسینی، فرمانده سپاه مسجدسلیمان در سخنان کوتاهی یاد و خاطره شهدا را گرامی داشت و به شهید تازه تفحص شده شهر شهید عزت‌الله رسولی و شهید اسفندیار صالحپور باورصاد ادای احترام کرد.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مسجدسلیمان بیان کرد: آئین تشییع پیکر مطهر این شهید تازه تفحص شده از سپاه ناحیه مسجدسلیمان در فلکه نفتون آغاز  و تا مصلا امام خمینی (ره) این شهر ادامه داشت.

وی اضافه کرد: در مصلای مسجدسلیمان برنامه ویژه‌ای تدارک دیده شده که دستجات عزاداری در کنار پیکر مطهر شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس به سوگواری بپردازند.

ویسی شیخ‌رباط گفت: در این برنامه حجت‌الاسلام والمسلمین امینی امام‌جمعه مسجدسلیمان سخنرانی می‌کند و مداحان اهل بیت (ع) به نوحه خوانی و مرثیه‌سرایی می‌پردازند.

وی عنوان کرد: پس از برگزاری مراسم در مصلا پیکر مطهر شهید عبدالغفور کاظمی بره بیچاست از شهدای عملیات طریق‌القدس به محله کلگه منتقل  و در گلزار شهدای این منطقه آرام گرفت.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مسجدسلیمان خاطرنشان کرد: در گلزار شهدای منطقه کلگه یادبودی برای این شهید احداث شده بود که این دلیرمرد پس از 34 سال در محل این یادمان در کنار دیگر شهدای مسجدسلیمان آرام گرفت

]]>